برای اینکه هر روزمان عید باشد....اینجا یه تمرین گذاشتم...هرکس دوست داشت انجام بده...هرکس دوست داشت و انجام داد اگر بازم دوست داشت بعد از پایان تمرین نتیجه رو بنویسه....هیچ اجباریم نیست....می تونستم تکی انجام بدم ولی انرژی که تو یک جمع هماهنگ و همراه هست هزارها برابر انرژی فرده...و اما تمرین...

از امروز که 5 شنبه 2 آبان تا 22 آبان به مدت 21 روز هرکس ناراحتمون کرد...هرکس یه  جورایی بهمون بدی کرد...هرکس به هر شکلی که باعث شد حس بدی از اون فرد به ما منتقل بشه یا حس بدی درونمون ایجاد بشه ...اسمش و بنویسیم و براش یه دعا بنویسیم....این دعا نوشتنه منافاتی با تلافی و تو دهنی زدنه نداره ها:) ...می تونید اول بزنید لهش کنید و بعد دفترتون رو بیارید با حرص توش بنویسید "خدای بزرگ و مهربانم خانومه فلانی رو شفا بده"یا " خدای بزرگ و مهربونم پول این راننده تاکسی رو برکت بده"....در همین حد یا دعاهای خیلی خیلی بهتر اگر میدونیم کسی مشکلی داره که باعث آزار و اذیت دیگران میشه  بهتره دعا کنیم اون مشکل حل بشه.... پس وسایل مورد نیاز این تمرین هم شد :

1- یک عدد دفترچه کوچک

2- یک عدد خودکار :) خودکارا مداد نه 

3- یک مقدار آگاهی بیشتر از زمانهای عادی ...برای

1- تشخیص اینکه الان از این فرد ناراحتم و یا حس بدی درونم دارم...حتی این فرد میتونه یک نفر در گذشته باشه که یادآوری خاطرش باعث اذیت و آزارمون میشه

2- آگاهی برای نگاه کردن به خشممون حالا اگر خواستیم این خشم و به هرشکلی که می دونیم رها کنیم تلافی تیکه کنایه غیبت هر جوری فقط آگاه باشیم که اینها همه به تلافیه اون کار بده و اگاه باشیم یه سیستم تلافیمون

3- آگاهی برای نگاه کردن به اون شخص و پیدا کردن بخشی از اون فردکه نیار به دعا و کمکِ انرژی مطلق خدا داره...آگاهی این بخش سوم خیلی خیلی مهمتره .....

مرحله دو که خالی کردن خشمه خودش باز سه مرحله داره که برای این تمرین همین حدش کافیه...

اینم از مهمونی سلف سرویس من :) خوش اومدین خوشحالم کردید:)

بفرمایید موسیقی زنده

بفرمایید از خودتون پذیرایی کنید..همش کاری دست و پنجه خودمه :)

حالا آماده شید برای عکس تکی

                                                    آدم روحش نیاز به پرواز دارد....

هر دفعه بالاتر...هر دفعه رهاتر

با تشکر از ویدا خانوم گل بابت هماهنگیا اگر این بازی وبلاگی باشه این اولین بازیه وبلاگیمه :)

شرح حال نوشت: الان دو هفتس میرم ماساژ درمانی...اینقده دوست داشتم که احتمالا خودمم برم یاد بگیرم...قبلا تجربش کرده بودم ولی دستای این ماساژور معجزه میکنه...متاسفانه گرفتگیهای من ورزشی نیست و کاریه...و خدا رو شکر تا نزده به جای دیگه این فرصت شد که برم و بازشون کنم...خب دردای اصلی بعد از چند جلسه است که شروع شده...و به قول صمد الانه درد میکشیم آی درد میکشیم :)....آناتومی که می خونم فهمیدم این عضله پشتی بزرگمه که گیر داره حتی تو حرکات هم زیاد کشیده نمیشه و از اونجا که یه سرش با 180 درجه دوران میرسه به بازو این امر باعث محدودیت حرکت بازوم هم میشه.....چقده خوبه آدم بدنش و خوب بشناسه تازه یک چیز جدید هم کشفیدم اینکه انعطاف تو بدن من دیرتر ایجاد میشه اونم به دلیل تراکم ماهیچه هامه...البته این چیز بدی نیست ولی خب برای ایجاد انعطاف باید بیشتر تر کار کنم:)...برای همین فکر کنم این تراکم برای ورزشهای سرعتی خوب باشه فک میکنم...:)...بدنی رو که توش هستیم دوست داشته باشیم هروز بیشتر تر از دیروز

یوگا نوشت: کلاسای مربیگری همچناااااااااان ادامه داره...و مربی این دورم هم که معرکس...شکر