عاشق این راننده تاکسیام..
عاشقشونم...چه تاکسیا چه آژانسا..وقتی قرار سوار یکیشون بشم با خیال راحت میرم جلو میشینم ...میدونم اونام دوس دارن شروع کنن به حرف زدن و من هم که مرده اینم در مورد زندگیا بدونم...
با اون آهنگایی که میذارن هم کلی حال می کنم ..میگن خواننده عشق خانم راننده ...اکثرا آهنگاشون یه تم قری داره ولی خواننده همش تلخ می خونه
با چشات می خندیو ...تو دلت یه چیز دیگس
تازه کاملا هم معلوم این آهنگا سلکشن شدن باور کنید...چون همچین راننده جون میدونه چنتا عقب جلو کنه تا به آهنگ مورد علاقش برسه و بعد اونو تا رسیدن به محل بیست بار بزاره...عاشقشونم
برو خوش باش نازنینم ...من خوشم با دلخوشیهات
میدونم همشون داستان زندگی دارن سخت که بر ای شونه های نحیفشون زیادی سنگینه...ولی حال می کنم با آرایش خوشگل و ناخنای مرتب و اون لحن قلدرانه ای که بعضیهاشون دارن...دس فرمونشون و که نگو عاشقشم..
یه بار که مسافر یکیشون شدم تو اون مسیر طولانی همچین درداش و با شوخی و لحن قلدرانش به باد تمسخر میگرفت که از خنده غش کرده بودم....از شوهرش میگفت که کار نمیکرد و دو تا بچه ای که داشت و طلاقی که گرفته بود...اصرارم داشت که بهترین کار دنیا رو کرده.. باش حال کردم همچین آدرس پر پیچ و خم و سه سوته پیدا کرد..یاد گرفته بود دمخور شدنه با همکاراش و که اکثرا همجنسش نبودن...
یه بارم تو ماشین یکی دیگشون داشتیم آهنگ گوش میدادیم که یهو صدای حرف زدن دو نفر اومد سری گوشیش و از تو جیبش در آورد و قطعش کرد و بعد یه سرچ کوچولو یه آهنگ باحال دیگه گذاشت ..تازه فهمیدم این صدا از تو ضبط نبوده چون ضبطی اونجا نبود ..فقط یه خانم راننده می تونه همچین خلاقیتی داشته باشه...
عاشق این راننده تاکسیا و آژانسام...اونایی که تاکسیاشون سبزه ها
-- این دو سه روزی که باز ر...ده بودن تو نت و همه چی قطع بود پایتخت بودم نه برای شرکت در مراسم خاصی.. بلکه برای جشن فارغیمان از دانشگاه..منزل یکی از دوستان که تنهای تنهاس بودیم وقتی فهمید نت به ...رفته همچین ترسید که من فک کردم همین الان قرار تهران زلزله بیاد..گوشی و گرفت دستش به چنتا از دوساش زنگید که بفهمه که آیا این همون اینترنت ملیس ..بعضی از دوساش گفتن آره همون ملیس..بش گفتم نه بابا من دیروز با چنتا از همکلاسیهام که تو همین شرکتهای مربوطه کار میکنن حرفیدم گفتن طرح رو میشه اجرا کرد ولی بدلیل همین تحریمها یه سری دستگاهها رو نتونستن بخرن و پروژه عقب افتاده...ولی این دوست ما از خر شیطون پیاده نشد که نشد یکی دیگه از دوستهاش در تایید ش گفت بیچاره شدیم رفت از فردا مجبوریم برگردیم تو خیابونا و دور دور...دوست ما هم گفت بخدا اگه تا فردا شب وصل شد که شد اگر نشد من خل میشم از فکر و خیال یهو دیدی رگ دستم و زدم!!
--شبشم که رفتیم بیرون و جاتون خالی یک ساعتی طول کشید تا از ترافیک تجریش بیایم بیرون همش میگفت ببین مردم همه اومدن دور دور نت و قطع کردن ملت ریختن تو خیابان چت همه چی لاین بکنن!!!والا!!!
--عاشق وقتیم که کنارش می شینم و اونم شروع میکنه رانندگی.. و همچین حرفه ای کوچه پس کوچه ها رو طی میکنه که آدم هض میکنه...عاشق تر میشم وقتی آهنگ مورد علاقش و میزاره و هی میزاره و باز میزاره و همونطور که با احتیاط رانندگی میکنه پشت فرمون قر میده و همونطور که رانندگی میکنه و حواسش به همه دست اندازا هست پشت فرمون گریه میکنه و فحش میده به زمین و زمان و روزگار و نامردیهاش...اینجور وقتا بش التماس میکنم دم یه مغازه نگه داره تا یه نخ سیگار بگیرم...آخه وقتی رقصش و یا اشکش و پشت فرمون میبینم انگار مست میشم ..تا نگه میداره می پرم دو نخ میگیرم و تو سکوت خنده ها یا گریه هاش سیگار و با سیگار روشن می کنم....