باید شد...


بقول یکی از این یوگیها که اسمش یادم نمیاد
" اگر می خواهید روی سرتان بایستید اول ایستادن درست را یاد بگیرید" ...

بله ..تادآسانا


بعضی آدمها وارد زندگی ما میشوند برای یک عمر و
بعضی وارد زندگی ما میشوند برای یک فصل
هیچوقت آدمهای فصلی را با آدمهای یک عمر ماندگاری قاطی نکنیم
چرا که

بعضی از آدمها به عنوان برکت واردزندگی ما میشن و بعضی به عنوان یک درس
ادامه مطلب

کلاسای مربیگری هنوز ادامه داره یعنی هنوز مربی نشدم ولی ...خانمهای همکار خواستن باهاشون یوگا کار کنم...منم میرم و باشون کار میکنم:)...تجربه خوبی برای خودم...مخصوصا که کلی از آرامش صدام و حس و حالم تعریف میکنن و دوست دارن و باعث شدن اعتماد به سقفم هم بره بالا...لازم به گفتن نیست که من نصف وزن رضازاده رو ندارم ولی وقتی یوگا میکنم اندازه رضازاده عرق میکنمم...یعنی این اصطلاحی که همیشه مربیم به کار میبرد....خب این یوگا هم باعث میشه که عرق کنم شدید...که خب یکم معذبم میکنه تو ساعت اداریه...کلا که تجربه خوبیه...
یوگا نوشت: وقتی شما مدتی با کسانی در ارتباط باشی ناخودآگاه اون رشته های انرژی بین افراد کشیده میشه ...ولی این رشته ها تو یوگا قویترمخصوصا بین مربی و شاگرد بدلیل اینکه یوگا خودش داره رو سیستم انرژی بدن کار میکنه و این میشه که این میشه....
عنوان نوشت: بقول یکی از مربیهام هرچیزی داریدن می خواد باید داریدن هرچیزی رو یاد گرفت...مثه خونه داری....همسرداری...کلاس داری...بچه داری...البته الان که فک میکنم یکمی قدمیه این ورژنش چون اینروزا زنای ما خیلی داریدنهای مختلف تر تر ی از همسر و بچه و خونه دارن....واسه اونا نشد ک به کار ببرم مثله...اداره داری...رییس داری...دانشجو داری...مهندس داری...دکتر مهندس داری :))))...از اونجا که دارم رو فرهنگ کار میکنم در مقالاتم و بخصوص زنان...و کنفرانس اخیر هم که رفته بودم روی تغیرات رخ داده بین زنان چینی کار کردم و نتایج واقعا جالب بود...خیلی دوست دارم این تغییر فرهنگ رو که بین زنان ایرانی داره شروع میشه رو بررسی کنم و چیزایی که تا حالا کشفیدم رو بنویسم...ولی هنوز اونقدر پخته نشده ...سر وقتش :)
شرح حال نوشت: مطالب زیادیه که برای خودم مفید بوده و خیلی دوست دارم اینجا بزارمش ...مثل همین دیروز که مطلبی خوندم در مورد رعایت یاما و نیاما در آسانا...و همینطور یه سری حرکات خیلی خیلی ساده ولی خیلی خیلی موثر...سعی میکنم به مرور این کارو انجام بدم...
شروع بهار...نوروز...شروع پاییز...روز تولد...سالگرد ازدواج..ماهگرد اولین بوسه....تولد مقربان ....همه و همه نقطه شروعی میشود همگی مارا که گذشته را بسته بندی کنیم...بگذاریم در آن قفسه های بالا...و شروع کنیم به نوشتن آنچه که می خواهیم تا بهار آینده...برگریزانی دیگر...تولدی دوباره...سالگردو ماهگردی دوباره دوباره و دوباره...همه اینها را می سازیم بله میسازیم تا بسازیم نقطه شروعی را متفاوت...کمکی متفاوت تر از هرروزهایمان...با لبخندهای پت و پهنمان....با تبریکهای سرخوشانه مان و با دوره همیهههای مناسبت دارمان...هرچند بی معنی هرچند تکراری...ولی ما همچنان می سازیمش...در جمع و یا تنها ولی میسازیمش...آدمیست دیگر به امید زنده است و امید و امید و امید...

و اینبار نوبت نویتِ پاییز است که بها نه ای شود برای اس ام اس های پر محبت به همراه مقدار زیادی آروزی خوب و شیرین...که بهانه ای شود برای خانه تکانی دوباره...بهانه ای شود برای پر کردن دفترچه خواسته ها و و بهانه ای شود برای مرور آنچه گذشت و بسته بندیش در همان قفسه های بالاتر...آدمی است دیگر همیشه دنبال دل خوش کنکیست...و من این دل خوشکنکهای ساده ی کوچکِ تکراریِ بسیار را بیشتر تر دوست میدارم از تکرار آنچه بر من رفته است ...و شجاعانه جشنشان میگیرم به تنهایی یا در جمع عزیزانم....هرچقدر هم که گاه و بیگاه طعمش تلخ باشد و گس من عاشق همه اش هستم همه زندگی با آن رگه تلخی که دارد...مثل خوردن قهوه تلخ تلخ...تلخیش را میپذیری چرا که بعد از آن لذتی در تک تک سلولها فوران میکند مثل یک اوجِ بی سقوط...و این سالگردها و ماهگردها و مناسبتهای خیلی عادی و طبیعی آرام آرام میشود جز روزانه هایم....خیلی آرام ....و من شکرگزارم این آگاهی را ....و هر شبم باردار لحظه هایی است که گذشته را مرور میکنم و میذارمش در آن قفسه های بالایی و فردایی دیگر را امیدوارم...حتی اگر نیاید ...
How you spend your days is how you spend your life
پاییزمان زیبا و سرشار از ثروت و سلامت و آرامش