خب فردا آخرین روز تعطیلات و ما از شنبه اگر خدا بخواد راهی کار میشیم و شروع برنامه های جدید و پیگیری برنامه های قدیم...و فعالیت ما شروع می شود اگر خدا بخواهد و ....از این زندگی انگلی بخور و بخواب خلاص می شویم...جدا دچار بحران هویت شدم تو این تعطیلیه....یعنی کلا نمی تونم بیکار باشم...بیکار باشم احساس مریضی میکنم در حد همون سرطان سنگ کلیه مغزی!!!

یعنی بابام هم همیشه میگه پگاه یا باید با دستاش کاری کنه یا با مغزش!!!! به گذشته هم که نگاه میکنم ....یادداشتهای بجا مونده از کتابایی که خوندم و کتابخانه ... همچنین تابلوهای بزرگگگگگگ تذهیبم (خداییش نگاشون میکنم تعجب می کنم از خودم چطور این همه چشم گذاشتم روشون چه صبری !!!!چه حوصله ای!!!!) و همچنین انواع کارهای قلاب بافی...گل دوزی و تکه دوزی همه و همه شواهد و مدارکی هستند در تایید حرف پدر...(یادمه کارای قلاب بافی رو در فاصله اعلام نتایج کنکور انجام دادم...)

امروز به مامانم میگم یه مشت تیکه پارچه به من بده میگه چرا گفتم بشینم این دو روزه یه تیکه دوزی انجام بدهیم از فرط بیکاری...بماند که یک کتاب هم برای همین روز مبادا از کتابخانه اداره قرض کردم :)

خلاصه که بیکاری برای من مثل یه ....یه......یه...........ولش کن فقط میدونم بیشتر دوروز تحمل این شرایط و ندارم و بعد دو روز یا رو میارم به  تفریحات ناسالم یا نمی دونم دیگه.....

پ.ن : یه گلدون داشتم خودم قلمه زده بودم چندین سال پیش ...این گلدون گرفت و رشد کرد و رشد کردو رشد کرد و اینقدر بزرگ شد که هرکی میومد تو اتاقم از دیدن اون همه شاخ و برگ تعجب میکرد می گشت دنبال منشا و تا میداد اون همه شاخ و برگ از یه گلدون به این کوچیکی در میاد تعجب میکرد(باورتون نیمشه چند بار فکر اینکه تو کتاب رکوردای گینس ثبتش کنم به سر خودم و خواهرم زد)  در طی این سالها چندتایی ازش قلمه گرفتم ولی امسال کل اون شاخ و برگ و قلمه زدم....هرچی شیشه خوشگل داشتم توش از اون قلمه ها گذاشتم و از در و دیوار و حمام و روم به دیفال دستشویی آویزون کردم...کلیشم گذاشتم تو یه تنگ تو اتاق خودم کلیشم تو آشپزخونه...مامانم میگه اگه همشون ریشه بزنن می خوای چیکارشون کنی؟؟؟!!!!!!.....گفتم همه رو میکارم بعد می فروشم!!!!!!  

 هرچی موضوع واسه این پستم به ذهنم رسید دیدم یه جور میشه ازش برداشت سیاسی کرد (همون رنگ بازی و این داستانها)....!!!!! دیگه بهتر از این چیزی به ذهنم نرسید!!!! تولید انبوه قلمه در حجمی سبز در راستای مناسبت سال ۹۱ ......فاتحه تولید ملی رو ما از همین الان خواندیم خرماشم خوردیم هستش و ولی هنوز تف نکردیم!!!!!