- طرف اومده اداره با اعتماد به نفس بالا و صدای بلند در حد فرکانس صدای موتور جت میگه "ببخشید خانم میشه این ژرون جدیدی برنامه رو به من بدید" به زور ماهیچه های فکم و نگه داشته بودم که نیشم باز نشه ها که دوباره با همون صدا گفت "این ژرون همون ژرونیه که رو سایت هم هست" دیگه طاقت نبیوردم بش گفتم "ورژن عزیزم ورژن" و برای اینکه خدای نکرده بش بر نخوره و ثابت کنیم که بنده حقیر خدمتگزار ملت هستیم سریع بش گفتم "بفرمایید بشینید" که دیدیم خودش از خنده ترکید.... حالا صدای همون موتور جت رو در حال ترکیدن تصور کنید.

- فلشش و که باز کردم تا ژرون جدید و واسش بریزم حدس بزنید اسم فلشش چی بود....جیگرش و ...اسمش جیگر طلا بود...به احتمال زیاد منشی یکی از این متخصصین قلب و دل و جیگر و قلوه بودش  ...:))

- بچه وسط خیابون گریه میکرد و جیغ میزد و مامان مامان میکرد فک کردم گم شده اومدم برم سمتش دیدم مامان ...خلش پشت سرش داره راه میاد و به ضجه زدنای بچش می خنده..زنیکه .......... همینه سال به سال کار روانشناسا بیشتر میگیره.الاغ(این الاغ و هم همونجا بش گفتم)

-انسانها دو گونه هستند یامهندس هستند یا آرزو دارند که مهندس بشوند...اینهم در بزرگداشت مقام  مهندسین ...واقعا من نمیخواستم مهندس بشم چیکاره می خواستم بشم؟؟؟؟خیلی به این موضوع فکر کردم ..شاید اونموقع بجا مهندس نرم افزار و فناوری اطلاعات میشدم مهندس معمار!!!! ...عاشق مهنس مشاور شدن هم هستم البته ...امیدوارم یه روز بشم...ولی اینروزا شدیدا تو این فکرم که دکترا رو تو یکی از شاخه های علوم اجتماعی مربوط به زنان ادامه بدم...البته به عنوان هابی :)