امروز دومین سوتیه بزرگم و تو  اداره دادم. سری قبل  اول صبح شنبه با اعتماد به نفس کامل نشستم پشت سرور اصلی و خواستم که یک دستور select رو اجرا کنم و به جای select نوشتم update در عرض ایکی ثانیه اسم 8000  تا موسسه تبذیل شد به یک موسسه .فک کن.....با صدای بلند گفتم ...واییییی من چیکار کردم؟؟؟.....مثل برق از جام پریدم رفتم پیش همکارم و گفتم یک گندی زدم خفن تا صدا کسی در نیومده درستش کن ...و خدا رو شکر خیلی حرفه ای درستش کرد......کل این جریان شاید حدود بیست دقیقه طول کشید... بعد از این بیست دقیقه چنان سردردی گرفتم که کلاس ورزش اون روزم و کنسل کردم و سریع برگشتم خونه ....اونروز روز من نبود ترسیدم تا آخر وقت گندای بزرگتری بزنم...و خدا شاهد که اون سردرد و تا آخر شب داشتم...بابا احساس مسیولیت...البته همش احساس مسیولیت نبود خب پای آبروی حرفه ای آدم تو همچین مواردی در میون و من به هیچ وجه حاضر نیستم چیزی رو که با تلاش چندین ساله بدست آوردم در عرض همون ایکی ثانیه از دست بدم...

 و اما امروز .....چندین وقته دارم رو سیستم خدمات الکترونیک کار می کنم که دیگه طرفهای قراردادمون مجبور نباشن برای فرستادن اطلاعاتشون بکوبن بیان اداره و با استفاده از اینترنت و چند تا کلیک  اطلاعاتشون و بفرستن ....این سیستم چند ماهی تست شد و این ماه به صورت رسمی رفت زیر بار...تا اینجاش همه راضی بودن و کلی به به و چه چه ...و ما هم خوشحال که یکی از بهترین کاراهامون رو ارایه دادیم و موقع تحلیل اطلاعات که رسید...همه چیز تکراری ثبت شده بود....دود از کله ما بلند شد...که چرا توی ماههای پیش همچین اشکالی نبوده و البته داغ هم کردیم که این چه تستی بوده انجام شده....و کلی با همکارم بحث کردیم که چطور قضیه رو بپیچونیم که اعتماد به سیستم خدمات الکترونیک از بین نره...و صد البته که مجبور شدیم از موسسات بخوایم دوباره اطلاعاتشون و بفرستن...

و رفتیم مستقر شدیم پشت سیستم تا بفهمیم اشکال از کجا بوده با همون سردرد کذایی...البته این و بگم من در موارد بحرانی اصلا حواسم به وضعیت دورو بر و بدنیم نیست و کاملا متمرکز میشم رو قضیه برای حل بحران و بعد از حل شدن قضیس که می فهمم چه بلایی سر خودم آوردم مثلا 5 ساعته که در یک حالت نشستم یا از گرسنگی دارم میمیرم...خلاصه که شروع کردیم  debug و هی توی کدها رفتیم بالا اومدیم پایین رفتیم بالا اومدیم پایین و درنهایت فهمیدیم که مای مهندس پرادعای برنامه نویس

نوشته ایم که int i=0; و foreach(); را هم نوشته ایم که ولی از قضا یادمون رفته که بنویسم i++; و این شده بود که همش اولین اطلاعات تکرار شده بود.

 - همون سردرد کذایی اینبار هم به سراغم اومد و باز هم خدا شاهده که تا آخر شب همراهیم کرد.

- کسی میدونه چطوری میشه موقع شنا موسیقی گوش کرد آیا؟؟؟ دوباره دارم میرم استخر...بعد از سالها ...چه حس خوبیه معلق موندن روی آب مثل تجربه جنینی توی امن ترین جای دنیا .....مثل تجربه رها شدن و پذیرش.... قبلنا که میرفتم هیچوقت اینطوری نگاهش نمی کردم برای همین اینقدر لذت نمی بردم ولی الان که می دونم شنا توی ذات هر آدمی....همه ما اولین جایی که رشدمون و شروع کردیم توی آب بوده....و آب که باعث آرامش میشه ...خیلی خیلی خیلی ازش لذت میبرم...